رفتارهای اجتماعی مطلوب

نکات مربوط به تعریف

 

واژه های « رفتار توام با کمک رسانی » ، « رفتار اجتماعی مطلوب» و « نوعدوستی » اغلب مترادف یکدیگر به کار می روند ، در حالیکه اگر اهداف تحلیلی مد نظر باشد ، آنها را  می توان از یکدیگر متمایز کرد:

◄ «کمک کردن » واژه بسیار گسترده ای است و شامل انواع حمایت هایی می شود که در رفتارهای متقابل افراد به چشم می خورد .

◄ مفهوم « رفتار اجتماعی مطلوب » محدودتر است و هدف از عملی که انجام می شود ، بهبود تعهدات حرفه ای نیست و دریافت کننده کمک نیز یک سازمان نیست ، بلکه یک فرد است .

واژه « نوعدوستی » به آن دسته از رفتارهای اجتماعی مطلوب اشاره دارد که دارای فشاری مضاعف است ، به این معنی که انگیزه یاری دهنده ، همدلی و خود را به جای دیگران گذاردن است( بیرهوف ، 2001).

 

عوامل موثر بر روی رفتار مطلوب اجتماعی  

 

1- تفاوتهای فرهنگی  

رفتارهای جمع گرا یا فردگرا بسته به فرهنگ فرد است . به علاوه برخی فرهنگها یک دیدگاه ذاتی در مورد رفتارهای اجتماعی مطلوب دارند ، در حالیکه در برخی دیگر از فرهنگها پیشقدم شدن در کمک رسانی ، معالجع و مشارکت دچار فقدان هستند .

افرادی که از یک فرهنگ هستند بیشتر احتمال دارد که به اعضای درون گروه خود کمک کنند ، یعنی گروهی که در آن فرد به عنوان عضو معرفی شناخته شده ، تا نسبت به اعضایی که خارج از گروه اند ، یعنی گروهی که در آن فرد شناخته شده نیست .

اشخاص در فرهنگهای جمع گرا نسبت به فرهنگهاس فرد گرا بیشتر تمایل دارند که به اعضای درون گروه کمک کنند و کمتر احتمال دارد به اعضای خارج از گروه کمک کنند .

 

 

2- جنسیت افراد

زنان احساسات مادرانه ای دارند که می تواند در رفتار و عملشان نسبت به کمک کردن یا شریک شدن در نیازهای افراد اثر بگذارد ( بیکر ، 2010) .

میلز و گروسک (1991) دریافتند دختران بیش از پسران یاری دهنده ، و گزارش دادند که دختران کمتر از پسران رفتارهای اجتماعی مطلوب خود را به علل درونی نسبت می دهند .احتمالا دختران بیش از پسران تحت فشار شبکه اجتماعی خود قرار می گیرند تا مبادرت به رفتارهای اجتماعی کرده و ایده ال نوعدوستی را هر چه بیشتر درونی کنند (بیرهوف ، 1991).

در پژوهشی نتایج نشان داد که احتمال دریافت کمک ، برای زنان بیش از مردان بود . تمایل مردان در یاری رساندن به زنان ،بیش از علاقه آنها به کمک کردن به مردان بود ، در حالی که زنان به یک اندازه تمایل داشتند که به زنان یا مردان کمک کنند ( استبلای 1987؛ به نقل از بیرهوف).

دختران حمایت های عاطفی ، یاری ملموس و محسوس و عشق / مهربانی بیشتری از خود بروز می دهند و بیش از پسران به مراقبت های حفاظتی می پردازند ( به نقل از بیرهوف ، 1991).

زنان بیشتر تمایل دارند به کسانی که می شناسند کمک رسانی کنند ، در حالیکه مردان تمایل دارند به افراد نا آشنا در موقعیتهای اضطراری کمک کنند .

 

 

3- مکان جغرافیایی ( محل اقامت )

روستاییان بیشتر تمایل به کمک کردن دارند به علت آنکه نزدیک به هم زندگی می کنند و متحدند ، بر خلاف شهر نشینان که از هم فاصله دار و نامتحد هستند .

تفسیری که در مورد تفاوتهای شهر و روستا در زمینه کمک رسانی وجود دارد ، بر پایه پخش شدن مسئولیت استوار است ( لاتانه و دارلی 1970 ؛ به نقل از بیرهوف) .

از تفاسیر دیگر می توان به این موضوع اشاره کرد که میزان بالاتر رفتارهای اجتماعی مطلوب در مناطق روستایی ، با این فرض قابل بیان است که ساکنان شهرهای بزرگ نسبت به جمعیتی که در روستاها زندگی می کنند ، افراد شکاک تر و بدگمان تری هستند ( همان منبع ) .

ممکن است اشخاصی که در شهر ها زندگی می کنند با انگیزش فراوانی روبرو هستند و اگر آنها را در محیطی آرام تر قرار دهید احتمالا تمایل به کمک کردن خواهند داشت. 

از دیگر عوامل در توجیه تفاوت در شهر و روستا به فرضیه افزایش سرسام آور اطلاعات می توان اشاره کرد . بر این اساس اطلاعات فراوان و مقاومت ناپذیر در شهرهای بزرگ ، مسئول بی تفاوتی مردم و در نتیجه ، سطح پایین رفتارهای اجتماعی مطلوب است ( بیرهوف ، 1991).

در این راستا مفهوم اضافه بار مطرح می شود که میلگرام در این زمینه کارهای فراوانی انجام داده است. زندگی شهری با 3 ویژگی زیادی اطلاعات ، تراکم و فشردگی ، ناهمگونی ساکنان خود باعث می شود تقریبا همه با یک نوع اضافه بار مواجه باشند .

 

اثرات اضافه بار در نوعدوستی و همدردی :

1-    زمان و وقت کمتری به هر یک از محرکهای ورودی می رسد ؛ زیرا تعداد آنها زیاد است. چون رویدادهای اضطراری در شهرهای بزرگ فراوان است ، مردم کمتر می رسند که در همه آنها دخالت کنند .

2-    مطالب و رویدادها به صورت پیچیده اند و باید به طور انتخابی با آنها برخورد شود . به طور مثال ، فردی که در یک شهر پر جمعیت و بزرگ مجبور است برای رفتن به محل کار خود در ساعت معینی خود را به سرویس اداره برساند ممکن است وجود یک انسان بیمار یا فردی را که در یک موقعیت اضطراری گرفتار شده است ، نادیده بگیرد .

3-    در برخی از روابط اجتماعی ، مرزهای جدیدی وضع می شود به طوری که شخصی که دچار اضافه بار شده است ، گرفتاری اضافه بار را به دیگران انتقال می دهد .

4-    به علت گرفتاریهای پیشین ناشی از اضافه بار ، فرد می کوشد به نوعی پیشگیری از گرفتاری دست بزند .

5-    وظایف و مسئولیتها در شهرهای بزرگ تخصصی و سازمانی شده اند و این کار ، بار مسئولیت را از دوش افراد تا حدود زیادی بر می دارد .

 

 

4- موقعیت اجتماعی

شرایط اجتماعی می تواند موجب رفتار اجتماعی مطلوب شود اگر چه به نظر نمی رسد مقام و موقعیت اجتماعی به طور کلی عامل پیش بینی کننده معتبری در زمینه مفید بودن و یاری رساندن باشد ( آماتو ، 1983؛ به نقل از بیرهوف) .

طبقه اجتماعی ممکن است موجب تحت تاثیر مشابهت ها قرار گیرد ، یعنی افراد طبقه متوسط به آسیب دیدگان طبقه متوسط کمک می کنند و افراد طبقه پایین تر به مصدومین طبقه پایین تر یاری می رسانند ( بیرهوف ؛ 1991) .

 

5- وابستگی های مذهبی

از دیگر عوامل موثر در رفتارهای اجتماعی مطلوب تعصب و یا وابسته بودن به مذهب خاص است

افرادی که به مذهبشان متعهد تر هستند احساس همدلی ، مشارکت و کمک بیشتری را دارند . به علاوه مذهب به عنوان بالا برنده اخلاقیات و مسئولیت پذیری جمعی شناخته می شود ( بیکر ، 2010) .

 

6- ویژگی های شخصیتی

تاثیر گذاری شخصیتی ممکن است توسط ویژگی های ذاتی همدلی ، درستی و خیرخواهی تحریک شود . ( همان منبع )

 

 

7- والدین

/ 0 نظر / 351 بازدید