مقاله علمی - پژوهشی
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: برسی رابطه بین سبک تربیتی والدین با سلامت روان

موضوع :

« بررسی رابطه بین سبکهای تربیتی والدین با

 

سلامت روان دانش آموزان دختر مقطع سوم راهنمایی

 

منطقه 14 تهران »

 

 

 

گرد آورنده : الهه قربانی

 

 ( تدوین شده بر اساس پایان نامه ای با همین عنوان

 از فاطمه عباسی و فاطمه نیکبخت ، کارشناس علوم

 تربیتی دانشگاه آزاد واحد گرمسار)

 

 

مربوط به درس سمینار در روانشناسی بالینی

 

 

استاد : آقای دکتر حسین اسکندری

 

 

 

 

مقدمه :

 

در گذشته وقتی صحبت از سلامت انسانها می شد فقط  جنبه فیزیولوژیک و بدنی آنها مورد توجه بود . اما امروزه تعریف  سلامت و بهداشت تغییر نموده است و شخص سالم کسی است که از نظر جسمانی و روانی و حتی اجتماعی سالم باشد . ( به نقل از براندن ، ترجمه هاشمی ، 1373 ) یکی از عوامل موثر در رفتار فرد ، خانواده است . محیط خانواده نخستین و بادوام ترین عاملی است که در رشد شخصیت فرد تاثیر می نماید ( به نقل از فرجاد 1381 ) . نفوذ

 والدین در بچه ها تنها محدود به جنبه های ارثی نیست . درآشنایی کودک به زندگی جمعی و فرهنگ جامعه نیز نقش موثری را اجرا می نماید . موقعیت اجتماعی خانواده ، وضع اقتصادی آن ، افکار و عقاید ، آداب و رسوم ، ایده آلها و  آرزوهای  والدین و سطح تربیت در طرز رفتار کودکان نفوذ  فراوان دارد .( به نقل از شریعتمداری ، 1377 ) . خانواده با الگوهای تربیتی  درست می تواند به بهداشت جسمی و روانی فرزندان کمک نماید ( به نقل ازوندرزندن ، 1996 ، ترجمه گنجی 1377 ) نظریه پردازان شخصیت نیز اعتقاد دارند که شخصیت افراد ماثر از خانواده ها و تجربه های زندگی آنهاست . رشد سالم شخصیت و موفقیت در زمینه های متعدد زندگی متاثر از الگوهای ارتباطی حاکم بر محیط خانواده است . ( به نقل از غنی آبادی ، 1378 ) با توجه به اینکه پدر و مادر نقش الگویی دارند ، چنانچه رفتاری متعادل و سازگارانه داشته باشند ، فرزندان آنان نیز رفتاری متعادل و سازگارانه خواهند داشت . ولی اگر والدین الگوی رفتاری مناسبی را عرضه نکنند و رفتاری ناهماهنگ و متعارض  داشته باشند ، باعث ناسازگاری و رفتار متعارض کودکان خود می شوند ( به از احمدی 1373 ). بام ریند خانواده را به سه نوع کلی دسته بندی کرده است :

1) والدین سهل گیر  2) والدین سختگیر  3) والدین مقتدر

 

 

 

 

برای دیدن متن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید


منظور از سبک تربیتی  روشهایی است که والدین در شکل دادن به شخصیت کودکان خود به کار می برند و به سه شکل است که تحت عنوان سه نوع خانواده یا الگوی تربیتی می توان از آن نام برد .

 

1) روش سهل گیرانه : هر کس در این نوع خانواده هر کاری را که بخواهد انجام می دهد و دیگری حق دخالت در کار او را ندارد ، در اینجا به اصطلاح آزادی مطلق حکمفرماست .

 

2) روش مستبدانه : خانواده ای که تابع اصولی دیکتاتوری است . معمولا رشد بچه ها را محدود می سازد . در این خانواده یکنفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است . ( به نقل از شریعتمداری ، 1377 ) .

 

3) روش قاطع و اطمینان بخش : در این نوع خانواده همه افراد به تناسب موقعیت و امکانات خود حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل مختلف را دارند و روش کار آنها پیروی از اصول عقلانی است و همکاری اساس زندگی و فعالیت افراد این خانواده را تشکیل می دهد .

 

 

 

پژوهش حاضر تلاش دارد تا به این سوال بپردازد که شیوه های تربیتی والدین تا چه میزان می تواند در تامین بهداشت روانی کودکان تاثیر بگذارد . در این تحقیق نگرش تربیتی والدین را در سه مقیاس مورد بررسی قرار داد و ارتباط این روش ها با بهداشت روانی فرزندان مورد سنجش واقع شده است .

 

 

روش شناسی :

 

 جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی تحصیلی بودند که در گروه سنی 15-14 ساله آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 86-85 تحصیل می کردند .  حجم جامعه مورد نظر با توجه به آمار دانش آموزان راهنمایی در شهر تهران منطقه 14 ، 5164 نفر دختر می باشند . گروه نمونه از میان دانش آموزان دختر 2 مدرسه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند . نحوه انتخاب اینگونه بود که شهر تهران را به نواحی جنوب ، شمال ، مرکز ، غرب و شرق تقسیم بندی نموده و سپس از نواحی مختلف ناحیه جنوب را انتخاب کرده و از این ناحیه یک منطقه و در نهایت از بین مدارس این منطقه 2 مدرسه راهنمایی دخترانه به طور تصادفی انتخاب شدند و از هر مدرسه 2 کلاس و از هر کلاس 25 دانش آموز به صورت تصادفی انتخاب گردید . حجم نمونه 100 نفر بودند که در نهایت پاسخ این 100 نفر به عنوان نمونه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش عبارتند از :

این تحقیق در قالب یک مطالعه از نوع زمینه یابی( پیمایشی ) اجرا شد .

 

 

 

الف ) پرسش نامه سبک تربیتی   ب ) پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ      GHQ

 

 

پرسش نامه سبک تربیتی : شامل 30 جمله است که در 10 جمله آن شیوه آزاد گذاری ، 10 جمله به شیوه استبدادی و 10 جمله به شیوه اقتدار منطقی مربوط می شود . ( ملک مکان ، 1378 ) .

 

پرسش نامه سلامت عمومی : از فرم 28 ماده ای این پرسش نامه استفاده شد که در سال 1979 توسط گلدبرگ و هیلر تدوین یافته ، که مشتمل بر 4 مقیاس فرعی است و هر یک دارای 7 پرسش است ، مقیاسهای تشکیل دهنده عبارتست از :

1- علائم جسمانی  2- اضطراب و اختلال خواب  3- اختلال در کنش اجتماعی  4- افسردگی شدید

 

 

روش جمع آوری داده ها به این صورت بود که پرسشنامه ها را در 2 مدرسه راهنمایی دخترانه و در هر مدرسه بین 2 کلاس از دانش آموزان راهنمایی تقسیم شد . سپس از دانش آموزان خواسته شد که به پرسشنامه ای که مربوط به سلامت روان است خودشان پاسخ داده و پرسشنامه دیگرکه مربوط به سبک تربیتی است را والدینشان پاسخ دهند .

 

برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده ، همچنین برای تجزیه و تحلیل فرضیات از روش همبستگی و آزمون معناداری ضریب همبستگی استفاده گردید .

 

 

 

 

 

یافته های پژوهش :

 

بررسی همبستگی بین سبک های تربیتی ( مقتدرانه ، سهل گیرانه و سخت گیرانه ) و سلامت روان :

 

سطح اطمینان

ضریب همبستگی

شاخص های آماری

 

 

عنوان

01/0 معنی دار

r = 30/0

سلامت روان با سبک مقتدرانه

1/0 غیر معنی دار

r 13/0 =

سلامت روان با سبک سهل گیرانه

01/0 معنی دار در جهت عکس

r 15/0 =

سلامت روان با سبک سخت گیرانه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با توجه به نتایج فوق همانطور که مشاهده می شود بین سبک تربیتی مقتدرانه با سلامت روان رابطه وجود دارد . ولی بین سبک تربیتی سهل گیرانه با سلامت روان رابطه ای وجود ندارد و در رابطه با اثر سبک سخت گیرانه با سلامت روان با توجه به همبستگی محاسبه شده و عدم وجود ارتباط بین ارتباط سبک تربیتی سهل گیرانه با سلامت روان می توان قضاوت نمود که شیوه سخت گیرانه و مستبدانه بیش از سبک سهل گیرانه در سلامت روان تاثیر دارد اما این تاثیر در جهت  مثبت نبوده ، و منجر به کاهش سلامت عمومی فرزندان می شود اما سبک سهل گیرانه در کاهش یا افزایش سلامت روانی تاثیری نخواهد داشت ، از این رو سبک تربیتی سهل گیرانه نسبت به سبک سخت گیرانه در جهت تامین بهداشت روانی برتری دارد . بررسی همبستگی بین سبک تربیتی و سلامت روان :

 

 

 

 

Sigسطح معنی داری

N تعداد

 

ضریب همبستگی

نام متغیر

01/0

100

29/0

سبک تربیتی

سلامت روان

 

با توجه جدول فوق همانطور که مشاهده می شود مقدار ضریب همبستگی محاسبه شده معنادار می باشد . یعنی  کوچکتر از 05/0 می باشد بنابراین و با اطمینان 99% می توان گفت بین سبک تربیتی و سلامت روان sig

همبستگی وجود دارد .

 

 

 

بحث و نتیجه گیری :

 

نتایج نشان داد که سبک های تربیتی والدین بر سلامت روان و رفتار آنها تاثیر بسزایی خواهد داشت . سبک تربیتی مقتدرانه در سلامت روان دانش آموزان در سطح 1% و با اطمینان 99% موثر است .

یعنی والدین مقتدر و منطقی دارای اعمالی مانند گرمی ، صمیمیت ، پذیرش ، دادن استقلال  کنترل و رفتار جدی می باشند . و این با نتایج پژوهش های بسیاری از محققین نظیر بامریند و استینبرگ (1990) ، لوپاتوریل (1993) ، بامریند به نقل از ماسن و همکاران (1370) بالدوین ، کلهوران ، برس (1967) ، تایلر و همکاران ( 1993) و استینبرگ ( 1991) ، یعقوب خانی ( 1372) ، مرکیدی ( 1379) ، فطین حور ( 1375) ، رضایی (1375) هماهنگی و همسویی وجود دارد . سیموند در تحقیقات خود درباره خانواده مقتدر به این نتیجه رسید که نمرات درسی کودکان این خانواده ها و حتی بهره هوشی آنها نسبت به بقیه الگوها پیشرفت بهتری دارد ، از حس کنجکاوی بیشتری برخوردارند ، خلاق هستند و در بین همسالان خود محبوب اند ( به نقل از هارلوگ ، 1978) . و در مورد سبک تربیتی سهل گیرانه و سلامت روان همبستگی وجود ندارد . و با 95% اطمینان این فرضیه یعنی رابطه سبک تربیتی سهل گیرانه و سلامت روان رد می شود . رد این فرضیه با نظریه بامریند (به نقل از بی ریا و همکاران 1375 ) و پژوهش زارع (1377) هماهنگی و همسویی دارد .

فرزند این دسته از والدین همواره از یک تزلزل روحی و روانی رنج می برند و ار آنجائیکه زمینه دخالت والدین را در محیط خانواده لمس نکرده اند به راحتی از طریق همسالان خودشان پذیرفته نمی شوند و در جامعه بزرگتر همیشه با مشکلات اخلاقی و اجتماعی مواجه اند و به راحتی تن به قانون و مقررات اجتماعی نمی دهند . ( به نقل از زارع 1377 ) .

و در نهایت بین سبک تربیتی سختگیرانه و سلامت روان همبستگی وجود دارد . این رابطه در سطح 5% با 95% اطمینان می باشد و مورد تایید واقع شده است ولی نتیجه عکس نیز با سبک مقتدرانه دارد . نتیجه این پژوهش با پژوهش های بیل ( به نقل از آزادی ، 1366 ) و نتایج حاصل از پژوهش حاضر فولدینی و آلکس (1993) و پژوهش کیرسلی و همکاران (1962) و بلکسی (1981) ، هترینگتون و مارتین ( 1971) و همچنین با پژوهش زارع (1377) همسویی و هماهنگی دارد . فرزندان اینگونه خانواده ها کمتر به خود متکی بوده ، خلاقیت کمی دارند ، فاقد حس کنجکاوی هستند . ( به نقل از بی ریا ، 1375) .

 

 

منابع :

 

- فرجاد،محمد حسین (1274)،مشکلات و اختلال های روانی – رفتاری در خانواده ، تهران،انتشارات بدر

شریعتمداری ،علی(1376)،روانشناسی،انتشارات امیرکبیر(چاپ دوم و سوم )-

-وندر زندن ،جیمز دابیلیو(1377)،روانشناسی رشد،ترجمه حمزه گنجی،تهران،انتشارات بعثت

-بی ریا ،ناصر و همکاران(1375)،بهداشت روانی،انتشارات ارسباران،چاپ اول