کاربرد آزمون
هدف از این آزمون به منظور کاربرد و آماده سازی متخصص بالینی با پایگاه داده ای برای استنباط طبیعت ( سرشت ) ، محل ، و گسترش تغییرات ساختاری در مغز است که ممکن است زمینه ساز آن باشد و توضیح الگوی حقیقت و عملکردهای مخرب ناشی از اندازه گیری و اطلاعات کیفی که بوسیله آزمون حاصل می شود ، باشد ( به نقل از سایت www.cps.nova.edu ) .
HRB ، پایه ای را برای توانبخشی برنامه ای که ارزیابی نوروسایکولوژی با بازآموزی شناختی را درست می کند سبب می شود ، و نیز باعث بکار بردن دیدگاهی می شود که بتوان ساختار توانایی عملکردی فردی را بازگرداند ( ژاکلین سایکول ، 1994 ) .
آزمون هالستید ریتان برای گروه های متفاوتی از بیماران ، نظیر کودکان و افراد مبتلا به بیماری روانپزشکی و صرع قابلیت کاربردی دارد ( هبن و میلبرگ ، 1387) .
از شاخص اختلال هالستید برای تشخیص کارکردهای مرتبط با ضایعه مغزی استفاده می شود ، اما این شاخص سطح بدکاری را نشان نمی دهد ( هبن و میلبرگ ، 1387) .
این آزمون در 3 گروه قابل اجراست :
سن 5 – 8 سال ( برای کودکان )
8 – 14 سال ( برای کودکان سنین متوسط بالای 15 سال )
بالاتر از 14 سال ( برای بزرگسالان ) ( به نقل از سایت www.hsrc.ac.za ) .
...
مقدمه
عصب – روانشناختی به مطالعه ر ابطه بین مغز و رفتار می پردازد . عصب – روانشناختی معاصر با استفاده از راهکارهایی همچون روش های روانشناسی تجربی و روش شناسی مربوط به ساخت آزمون و شیوه های روان سنجی به مطالعه مسائل قدیمی روان شناسی ( همچون توجه ، یادگیری ، ادراک ، شناخت ، شخصیت و آسیب شناسی روانی ) می پردازد .
بر اساس توافق نمایندگان اعضای سازمان های عصب – روانشناختی حرفه ای در کنفرانس بوستون در تگزاس در سال 1997 ، عصب روان شناسی بالینی اینگونه تعریف شده است : « کاربرد اصول علمی ارزیابی و مداخله درمانی در مورد رفتار انسان در سراسر زندگی او ارتباط این رفتار ها با کارکردهای بهنجار و نابهنجار دستگاه اعصاب مرکزی » ( هنی و همکاران 1998 ، به نقل از هبن و میلبرگ ) .
این حوزه علمی در عمل با استفاده از آزمون های روانشناختی مورد تایید که برای ارزیابی جنبه های شناختی ، توانایی ها یا مهارت ها ساخته شده اند ، اطلاعات مورد نیاز را برای بسیاری از پرسش های بالینی در زمینه کارکرد دستگاه اعصاب مرکزی فراهم می آورد . و آنچه در تمام آزمون های مورد استفاده از سوی عصب – روانشناختی مشترک است پایایی و اعتبار آزمون در بررسی یا پیش بینی وجود آسیب های مغزی است . هر آزمون عصب – روانشناختی ، باید حداقل بتواند وجود ضایعه مغزی را شناسایی کند و به درستی ضایعه مغزی را از عملکرد بهنجار مغز ، تمییز دهد .
...
عبارت رفتار اجتماعی مطلوب در دهه 1970 برخاست و منجر به تجزیه و تحلیل روان شناختی کمک رسانی ، سهیم کردن و فرایندهای مشارکتی شد .
تعاریف
● رفتار اجتماعی مطلوب به عنوان فعالیتهای داوطلبانه ای که قصد دارند به فرد یا گروهی دیگر سود برساند توصیف می شوند ( آیزنبرگ و ماسن ، به نقل از آنا بیکر 2010) .
●رفتار اجتماعی مطلوب به مجموعه ای از فعالیتها اشاره دارد که قصد حل برخی از درخواست های دریافی از دیگران را دارد ، به عنوان مثال کمک به فقرا ، رساندن کمک های اولیه به شخص مصدوم و ... ( همان منبع)
● رفتارهای اجتماعی مطلوب زمانی رخ می دهد که فردی به دیگران کمک کند ، به خصوص زمانیکه هدفی جز کمک به دیگران ندارد (changingminds.org) .
● اصطلاح رفتار اجتماعی مطلوب اعمالی را که نشان دهنده احساس همدردی ، نگرانی و مراقبت و اخلاقیات : شامل مشارکت ، همکاری ، کمک به دیگران ، بخشش ، ستایشگری ، اجابت ، گفتن حقیقت ، دفاع از دیگران ، با گرمی و محبت از دیگران حمایت کردن ، پرورش و راهنمایی ، و حتی عمل نوعدوستی از به خطر انداختن زندگی خود تا دیگران است را بیان می کند ( ادوارد و فوربس ، ).
● رفتار اجتماعی مطلوب به رفاه و حقوق دیگران ، احساس نگرانی و همدلی برای آنها و فعالیت در مسیرهایی که به دیگران سود می رساند ،اشاره دارد ( ویکی پدیا).
● نوع وسواسی رفتار اجتماعی مطلوب توسط نوعدوستی ، که علاقه ناخودآگاهی است برای کمک به افراد دیگر ، برانگیخته شده است ( ویکی پدیا).
● رفتار اجتماعی مطلوب متضاد کلمه ضد اجتماع است ( کلی ،2009) .
● رفتار اجتماعی مطلوب ، مهارتهای ارتباطی است که دیگران را به احساس مثبت و جستجوی تعامل دعوت می کند ( همان منبع ).
...
به زندگی فکر کنید ولی برای آن غصه نخورید
« دیل کارنگی »
افسردگی :
شرح بیماری
افسردگی عبارت است از احساس غم، دلسردی، یا ناامیدی به مدت حداقل 2 هفته در اغلب روزها و اغلب ساعات روز، به علاوه علایم همراه.
از دست دادن علاقه؛ بیحوصلگی و دلزدگی؛ ناتوانی از لذت بردن
احساس ناامیدی؛ بیحالی و خستگی
بیخوابی؛ خواب زیاد یا ناراحت
گوشهگیری اجتماعی؛ احساس بیارزش بودن ومورد نیاز نبودن
بیاشتهایی یا پرخوری؛ یبوست
از دست دادن میل جنسی
مشکل داشتن در تصمیمگیری؛ مشکل داشتن در تمرکز
یکباره به گریه افتادن بدون توضیح مشخص
احساس گناه شدید به خاطر وقایع بیاهمیت یا خیالی
تحریکپذیری؛ بیقراری؛ افکار خودکشی
دردهای مختلف، مثل سردرد، درد قفسه سینه بدون شواهدی از بیماری جسمی
عصبانیت یا احساس دیگری که فرو خورده شده باشد.
داشتن شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، تکاملگرا، یا شدیداً وابسته
سابقه خانوادگی افسردگی
وابستگی به الکل
شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران
مرگ یا فقدان یکی از عزیزان
از دست دادن یک چیز مهم (شغل، خانه، سرمایه)
تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید
انجام بعضی از اعمال جراحی مثل برداشتن پستان به علت سرطان
وجود یک بیماری یا معلولیت عمده
گذر از یک مرحله از زندگی به مرحلهای دیگر، مثلاً یائسگی یا بازنشستگی
استفاده از بعضی از داروها مثل رزرپین، داروهای مسدودکننده بتا آدرنرژیک، یا بنزودیازپینها
محرومیت از داروها و مواد محرک مثل کوکائین ، آمفتامینها، یا کافئین
بعضی از بیماریها مثل دیابت، سرطان لوزالمعده ، و اختلالات هورمونی
.
خودکشی. علایم هشداردهنده آن عبارتند از: ـ گوشهگیری از خانواده و دوستان ـ عدم توجه به ظاهر خود ـ به زبان آوردن این که فرد میخواهد «همه چیز را تمام کند» یا اینکه «زیادی است و مزاحم دیگران.» ـ شواهدی از داشتن نقشه برای خودکشی (مثلاً نوشتن وصیتنامه یا توجه به یک سلاح قتاله) ـ خوشحالی ناگهانی پس از احساس نومیدی طولانی مدت ـ عدم بهبود افسردگی
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
محدودیتی برای آن وجود ندارد. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ها و علایق روزانه را حفظ کنید حتی اگر حوصله آنها را ندارید.
رژیم غذایی
اگر شما یا یکی از اعضای خانوادهتان علایم افسردگی دارید.
اگر احساس تمایل به خودکشی یا ناامیدی دارید.
برگرفته از سایت علمی رشد www.roshd.ir
از عقیده ات با تمام وجود دفاع کن چرا که سکوت سرآغاز کار برای ویرانی توست
شهامت کاربردهای فراوانی در درمان دارد ، بیش تر از هر چیز ، در مشکلات میان فردی یا ارتباطی و نیز برای کنار امدن با اضطراب . شهامت ما را به سوی خودشکوفایی می برد. شهامت در درون خود پرسش هایی اساسی دارد :
چه قدر کارهایی انجام می دهم که می خواهم ؟ و چه قدر کارهایی را انجام می دهم که دیگران از من می خواهند ؟
در تعریف شهامت می توانیم بگوییم شهامت یعنی بتوانیم با توجه به حقوق خود به عنوان یک فرد ، نظر بدهیم و رفتار کنیم و به همین صورت به حقوق دیگران نیز احترام بگذاریم . نمونه هایی از این حقوق عبارتند از ابراز احساسات و افکار و «نه گفتن بدون احساس گناه» و نیز احترام به حقوق دیگران در همین موارد . برای مثال فرد می تواند «تغییر عقیده » را نخست ، حقوق خود بداند و بپرسد : « آیا به نظر خودم چنین حقی دارم ؟ نسبت به این حقوق خود چه محدودیت هایی دارم ؟ چه وقت به گونه ای رفتار می کنم که گویی این حق را دارم و چه وقت به گونه ای که گویی چنین حقی ندارم ؟ سپس شخص شاید از خود بپرسد نسبت به تغییر عقیده ی دیگران چه اعتقاد ، احساس و برخوردی دارد . (شیوه ی شناختی )
می توان گفت برای درجات مختلف شهامت ، چهار شیوه ی رفتار قابل تشخیص است :
پرخاشگرانه : بی توجهی شدید به حقوق دیگران به صورت آشکار
متقلبانه : بی توجهی به حقوق دیگران به شکلی نامحسوس
منفعلانه : بی توجهی به حقوق خود
با شهامت : توجه به حقوق خود و دیگران
حال نکته ی قابل توجه این است که یک شخص با شهامت این حق را دارد که با شهامت نباشد . در واقع هیچ کس همیشه با شهامت نیست . خیلی ها می توانند به دو یا چند شیوه از چهار شیوه ی بالا رفتار کنند . اصل اساسی با شهامت بودن بالا بردن آزادی انتخاب است نه تحمیل یک آیین تازه .
مهارت های شهامت ورزی معمولا عبارتند از نه گفتن ، درخواست کردن ، تمجید کردن و تمجید شنیدن ، انتقاد کردن و انتقاد شنیدن و پرورش و حفظ عزت نفس .
البته باز هم لحن صدا و وضعیت بدن ، به گونه ای غیر کلامی میزان شهامت افراد را آشکار می کند .
برای بالا بردن شهامت در افراد ، مشاوران می توانند از روش ایفای نقش همراه با آموزش استفاده کنند . شاید برداشت شما از « آموزش » این باشد که فقط به یک روش می شود با شهامت شد ، اما نه ، آموزش خوب به تفاوت های فردی ، خودجوشی و خود انگیختگی بها می دهد نه به رفتار بی روح و شسته رفته .
برای با شهامت بودن :
1. مختصر و تقریبا رک صحبت کنید .
2. شفاف و با اطمینان حرفتان را بزنید و نیز مراقب باشید بی جهت عذرخواهی نکنید .
3. به خودتان یادآوری کنید که پاسخ یا بله است یا خیر ، از طرف خودتان جواب باطل ندهید. باور کنید احتمال جواب مثبت هم هست (به امتحانش می ارزد ! )
در کدام مهارت مشاوره ای است که دقیقا از شهامت استفاده می شود و مشاور و مراجع هر دو احساسات و دیدگاه های خود را با هم در میان می گذارند ؟
برگرفته از:
handbook of counselling and psychotherapy

کتابهایی که یک دانشجوی روانشناسی خوب است که بخواند :
1- روان شناسی کمال گیتی خوشدل
2- فشار روانی مارتین سنمیر ترجمه بلورچی
3- لوگوتراپی یا انسان در جستجوی معنا دکتر ویکتور فرانکل
4- روانشناسی بالینی پرون و پرون ترجمه دکتر منصور
5- بالینی کودک ترجمه جمعی از نویسندگان
6- تاریخ جنون میشل فوکو
7- کودک خوش بین از مارتین سلیگمن
8- روان درمانی و معنویت
9- بهداشت روانی ترجمه دکتر سهرابی
10- بهداشت روانی ترجمه دکتر کیانوش هاشمیان
11- شخصیت پرون ترجمه کدیور ، دکتر ناصری
12- هوش هیجانی گلدمن
13 - مصاحبه بالینی بر اساس DSM-IV اوتمر و اوتمر
مقدمه
خانواده محل اولیه تکوین شخصیت کودک و زمینه ساز تحول و تکامل بعدی او می باشد (فاطمه حبیبی ،1386)
خانواده تمام دنیای کودک است هیچ کس به اندازه ی افرادیکه کودک واقعا به آنها احساس تعلق دارد برای او قدرتمند ، عالی یا حقیقی نیست. در چشم کودک خردسال تا سن پیش دبستانی پدر و مادر به راستی کل هستی هستند .(گری نیومن ،پاتریشا رمانوسکی .1385)
از این حیث حضور مستمر هر دو والد در خانواده و مشارکت فعالانه آنها در قبول مسئولیت های معین و فراهم نمودن شرایط جهت رشد و پرورش کودک بسیار حایز اهمیت است. اگر حضور یکی از والدین در اثر طلاق، مرگ و... در خانواده قطع شود، آثار بسیار زیان بار و عمیقی بر ذهن و روان کودکان باقی می گذارد. چنین شرایطی کودک را گرفتار زندگی ناخواسته ای می کند که خیلی زود یأس و استرس و بسیاری دیگر از آسیب های اجتماعی را تجربه خواهد کرد، این امر بر عملکرد تحصیلی، سازگاری اجتماعی، عزت نفس و موقعیت های شغلی و اجتماعی آینده آنها اثرات منفی پایدار و دامنه داری خواهد گذاشت ( فاطمه حبیبی ، 1386)
طلاق احساسات تلخ و ناباوری را به همراه دارد. بچه ها اغلب از تغییر و تحولاتی که رخ می دهد ناآگاه هستند و پدرها و مادرها هم احساس می کنند در چنین موقعیتی نمی توانند به فرزندان خود اعتماد به نفس کافی دهند . همسرانی که از هم جدا می شوند باید اطلاعات و راه حلهای عملی لازم در دست داشته باشند تا بتوانند به طور موثر و مفیدی جوابگوی مسائلی باشند که طلاق برای بیشتر کودکان پدید می آورد . ( دکتر تایبر ،1377 )
برخی محققین پس از فروید بر نقش پدر در کنار مادر ( یا از طریق مادر ) در سالهای اولیه تاکید کرده اند اما از نظر آنان ، پدر علاوه بر نقش معمولی خود یعنی حمایت از مادر نقش ویژه ای نیز به عهده دارد که عبارت است از تکوین پایه های اساسی بخشی از شخصیت کودک که متوجه به واقعیت است (Ego) زیرا هر گاه کودک از مادر جدا می ماند ، احساس اضطراب شدید می کند و پدر این اضطراب شدید را کاهش می دهد ، بدون آن که این کار را همچون مادر از طریق ارضاء لذت ایجاد کند . از این لحاظ آسیب های روانی پدر یا فقدان او می تواند در شکل گیری شخصیت کودک تاثیر عمده داشته باشد (آدامز ،1985)


برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
...